محمد قوچانی سال گذشته در مصاحبه ای با روزنامه آینده نو گفته بود که اگر شرق را رفع توقیف کنند بار دیگر همه در این روزنامه جمع می شوند و وجود اختلاف در بین مسئولین این روزنامه را تکذیب کرده بود.بعداْ در اواخر سال و هنگامی که شرق تازه رفع توقیف شده بود در نوشته ای که در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد به سنت سالنامه نویسی روزنامه ها اشاره کرد و شرق را در این کار پیشگام دانست و ابراز امیدواری کرد که شرق در سال آینده (۸۶) به همان روال سابق منتشر شود.اما مثل اینکه تقدیر بر این بود که قوچانی به همراه اکثریت تیم سیاسی شرق از این روزنامه جدا و به روزنامه هم میهن تحت مدیریت کرباسچی دبیر کل کارگزاران بروند.رحمانیان مدیر مسئول شرق در مصاحبه ای گفته بود که این روزنامه ۱۰ درصد ریزش نیرو داشته است.اما اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم شاید بشود گفت که با ۳۰ درصد ریزش نیرو مخصوصاْ در حوزه سیاسی-اجتماعی مواجه شده است.اما تیم اقتصادی شرق بدون ریزش به کار ادامه می دهد.فقط امیر لعلی که در زمان توقیف شرق به تهران امروز رفته بود و پس از رفع توقیف شرق به این روزنامه آمد،دوباره به تهران امروز بازگشت.یکی از نقاط قوت شرق هم صفحات اقتصادی اش است.با تمام این احوال شرق هنوز با توجه به افزایش قیمت خود پرفروش تر است و تقریباْ ساعت ۱۱ صبح این روزنامه تمام شده است.هم میهن اگر چه بسیار سعی کرده است هیچ گونه تشابه ظاهری به شرق نداشته باشد اما روح شرق در آن دیده می شود.کیفیت کاغد شرق هم افت کرده است.صفحات سیاسی این روزنامه به نسبت سابق از رونق برخوردار نیست اما صفحات اقتصادی،فرهنگی و ورزشی اش حرف اول را می زند.با تمام این احوالات شرق را عشق است.
گویا مدیر عامل اسبق بانک کشاورزی و رئیس فعلی بانک اقتصاد نوین از روزنامه شرق شکایت کرده است.اگر دلیل این شکایت را بخوانیم به عمق فاجعه پی می بریم.عمق فاجعه ای که نشان دهنده آستانه صبر مدیران این کشور می باشد.روزنامه شرق چند روز پیش در گزارشی تحلیلی به بررسی رابطه اسکندری(وزیر کشاورزی) و بانک کشاورزی پرداخته بود.در قسمتی از این گزارش نوشته شده بود که رسول اف از ریاست بانک کشاورزی عزل شده است.اما این آقا ادعا دارد که بازنشسته شده بودم.فقط یک کلمه ایشان را آنچنان عصبانی کرده است که هیچ راهی جز شکایت را روبروی خود ندیده است.
خوب است در روزهای رحلت امام قرار داریم و سید حسن آقا هم مرتباْ از شرح صدر امام می گویند و به مسئولین توصیه می کنند که شرح صدر داشته باشند.اما کو گوش شنوا؟
قسمت این بوده است که من هم بعد از چند سالی که از آغاز پدیده وبلاگ نویسی می گذرد به این کاروانی که نه سرش پیداشت و نه تهش بپیوندم.
در این وبلاگ نظرات خودم را در مورد مسائل روز ایران و اگر شد جهان خواهم نوشت.
با این توضیح که من عاشق روزنامه شرق هستم و معتقدم در ایران فعلی هیچ روزنامه ای را یارای به گرد پا رسیدن این روزنامه نیست.حتی اگر آن روزنامه هم میهن باشد.در ضمن از هواداران حزب مشارکت هم هستم و بسیار امیدوارم که حالا که کارگزارانی ها از شرق رفتند مشارکتی ها در این روزنامه جابه جا شوند تا این روزنامه بیش از پیش جای خود را در بین عموم مردم باز کند.
در انتخابات مجلس هفتم به دلیل اینکه اکثریت مشارکتی ها رد صلاحیت شدند شرکت نکردم و دوستان و نزدیکانم را نیز به این کار تشویق کردم.اما در انتخابات ریاست جمهوری نهم به شدت برای دکتر معین تبلیغ کردم و به ایشان رای دادم.در دور دوم نیز به هاشمی رفسنجانی(علیرغم اینکه زیاد از او خوشم نمی آید)رای دارم اما متاسفانه حزب پادگانی گردن کلفت تر از من بود و کاندید آنها یعنی محمود احمقی نژاد رای آورد.در انتخابات شورای شهر نیز به ائتلاف اصلاح طلبان رای دادم که خوشبختانه ۴ نفر از انها رای آوردند.
فکر می کنم دیگر فهمیده باشید چه عقاید و تفکراتی دارم.
